پوسترهای اناکلب الحیدر(ع)و انا کلب الرقیه(س)
بالاخره بعد از یه غیبت طولانی دوباره به خدمتتون اومدم و انشاءالله بتونم بعد از این بهتر در خدمتتون باشم و اما دوتا پوستر با موضوع متفاوت اوردم که انشاءالله خوشتون بیاد،راستش من خودم هر چه قدر گشتم چیزی با این موضوع گیرم نیومد و گفتم چطوره خودم شروع کنم و حالا اینها اولین پوسترهایی هستند که با موضوع انا کلب الرقیه(س)و انا کلب الحیدر(ع)طراحی شدند.
""در ضمن هرگونه دست کاری و یا تغییر در پوسترها شرعا حرام هست و بنده راضی نیستم""

انا کلب الحیدر






ر سن شش سالگي نوحهخواني در وجودم محسوس بود و در هفت سالگي رسما در محله خودمان هيئت خردسالان حضرت علي اصغر (ع) را تاسيس کرديم و نوحه خواني را شروع کرديم. يکي از خاطراتم در دبستان اين است که در کلاس من خواندم و دانش آموزان جواب دادند .البته ناگفته نماند تعطيلات تابستاني شروع شد و به مدرسه ميرفتيم براي گرفتن مدرک تحصيلي کلاس ششم تا راهي دبيرستان شويم و در دبيرستان هم کاملا بچههاي کلاس ميدانستند من در هنر نوحه خواني بيتفاوت نيستم ، نمي توانم بگويم عاشق بودم ، چه کلمه عشق برايم روشن نشده بود . مدتي ادامه تحصيل دادم تا ريشه سقايي خشک شد و منبع آب و لوله کشي جهت آب رساني مايحتاج مردم را برطرف کرد. والدم در اين حرفه امرار معاش مي کرد تا از دنيا رفت. مرد غيور و مستقل و صاحب عزت نفسي بود رحمه الله عليه.بعد از دبيرستان راهي حوزه علميه شدم و مکتب را تمام کردم. مقداري از شروع رسائل گذشته بود که انقلاب شد و حوزه هاي علميه مثل ساير مراکز دانشگاهها در سطح کشور ، در مسير انقلاب قرار گرفتند. اما در تحصيلات حوزوي هم من مداحي مي کردم. مجالس بسيار پرشور و حالي مساجد و منازل ما را مجذوب کرده بود که به فکر ديگر نمي افتادم. يعني آيات عظام شهر عزالدين ، واسعي ، صائني ، مي فرمودند : معلم شوم حتي اساتيد حوزه مي فرمودند با لباس شخصي در جلسه درس که همه و همه روحاني و معمم هستند شرکت نکنيد. لذا بنده ناچار عبا به دوش مي کردم تا همين طور که عرض کردم انقلاب شد و جو حوزه عوض گرديد.

سگی را لقمه ای هرگز فراموشش نشود